موضوع:

اطلاع رسانی و گزارش پیشرفت کاربران

avatar
سید اسماعیل حسینی

سلام استاد عزیز

میدونم الان دیر شد دیگه ولی میخوام گزارش هفته قبل رو اطلاع بدم

هفته گذشته شنبه که نشد ولی یکشنبه ترم 2 استارتر به پایان رسید و روزهای دوشنبه و سه شنبه از درس 5a شروع به دوره کردن کردم ک زمان حال ساده راحتتر برام جا افتاد.

روز چهارشنبه به دلیل خستگی و عدم تمرکز کار نکردم ولی برا اینکه از فضا دور نشم قسمت 4 سریال رو دنبال کردم با دقت گه اینبار جملات و اصطلاحات بیشتری به گوشم میخورد و بیشتر هم زمان حال استمراری چون تازه مبحثش تموم شده بود.

و اصطلاحاتی که یادداشت کردم.امیدوارم درست باشن. بعضیاش رو البته شک دارم.

 Mom. The dishes clean.(5:46)

مامان ظرفها تمیز شد یا به اصطلاح خودمون سوراخ شد از بس سابیدی

I love take a bath special with you.(9:30)

من عاشق حمام کردنم مخصوصا با تو

Dinner is on the table.....take your sites.(10:50)

شام روی میزه..... سر جاهاتون بشینید.

This is our secret.

این یه رازه بین من و تو.

Andrew don't change subject.

اندرو بحث رو عوض نکن

It's nine thirty. What's your brother thinking?(24:05)

ساعت 9ونیمه برادرت چی فکر کرده؟

Hey It's me. What's go on?

سلام منم. کجایی

Andrew : You was in my room?

His mother: You think that's bad? Tomorrow morning I'm cleaning it.(26:00)

اندرو میگه: شما تو اتاق من بودین؟

که مادرش در جواب میگه: فک میکنی خیلی به هم ریخته است فردا صبح تمیزش میکنم.

 Mary Alice Young was not crazy.41:48

ماری الیس یانگ احمق نبود.

واین جمله که معناش رو فهمیدم ولی درست ساختارش رو نفهمیدم.

.......your cell phone.(24:18)

از گوشیت یه زنگ بزن

 

 

avatar
سید اسماعیل حسینی

سلام استاد عزیز

میدونم الان دیر شد دیگه ولی میخوام گزارش هفته قبل رو اطلاع بدم

هفته گذشته شنبه که نشد ولی یکشنبه ترم 2 استارتر به پایان رسید و روزهای دوشنبه و سه شنبه از درس 5a شروع به دوره کردن کردم ک زمان حال ساده راحتتر برام جا افتاد.

روز چهارشنبه به دلیل خستگی و عدم تمرکز کار نکردم ولی برا اینکه از فضا دور نشم قسمت 4 سریال رو دنبال کردم با دقت گه اینبار جملات و اصطلاحات بیشتری به گوشم میخورد و بیشتر هم زمان حال استمراری چون تازه مبحثش تموم شده بود.

و اصطلاحاتی که یادداشت کردم.امیدوارم درست باشن. بعضیاش رو البته شک دارم.

 Mom. The dishes clean.(5:46)

مامان ظرفها تمیز شد یا به اصطلاح خودمون سوراخ شد از بس سابیدی

I love take a bath special with you.(9:30)

من عاشق حمام کردنم مخصوصا با تو

Dinner is on the table.....take your sites.(10:50)

شام روی میزه..... سر جاهاتون بشینید.

This is our secret.

این یه رازه بین من و تو.

Andrew don't change subject.

اندرو بحث رو عوض نکن

It's nine thirty. What's your brother thinking?(24:05)

ساعت 9ونیمه برادرت چی فکر کرده؟

Hey It's me. What's go on?

سلام منم. کجایی

Andrew : You was in my room?

His mother: You think that's bad? Tomorrow morning I'm cleaning it.(26:00)

اندرو میگه: شما تو اتاق من بودین؟

که مادرش در جواب میگه: فک میکنی خیلی به هم ریخته است فردا صبح تمیزش میکنم.

 Mary Alice Young was not crazy.41:48

ماری الیس یانگ احمق نبود.

واین جمله که معناش رو فهمیدم ولی درست ساختارش رو نفهمیدم.

.......your cell phone.(24:18)

از گوشیت یه زنگ بزن

 

avatar
مهدی هداوند میرزائی

سلام استاد عزیز

امشب هم در هفته شانزدهم کتاب starterجلسه چهارم تموم کردم و فردا آخرین جلسه دوره ترم یک هست و از شنبه وارد ترم دوم میشم

تشکر

avatar
محسن آستانه

سلام آزاده جان امیدوارم حالتون خوب باشه

هفته بیست آموزش کتاب استارتر، ترم1 (پنجشنبه و جمعه):

قسمتهای 19، 20 و 21 رو نگاه کردم و عبارت ها و جمله های مد نظر رو یادداشت کردم

No ... No way

نه ... نه بابا

Relax ... Relax, sit down

آروم باش ... بشین آروم باش

Are you crying? ... No. no

داری گریه میکنی؟ ... نه، نه

Powerful car

ماشین قدرتمند

That's terrible

اون وحشتناکه (این افتضاحه)

No, I can't do this

نه من نمی تونم اونو انجام بدم

I hate that car

من متنفرم از اون ماشین (از اون ماشین متنفرم)

 

هفته بیست و یکم آموزش کتاب استارتر، ترم1 (شنبه تا دوشنبه):

جلسه 12 رو به مدت 30 دقیقه کار کردم

جلسه 9 رو به مدت 30 دقیقه کار کردم

دیروز فوق العاده خسته بودم و کم خوابی هم داشتم، کتاب رو نتونستم کار بکنم ولی بعد از تموم کردن فصل هشتم سریال ــ که روز شنبه اونو به اتمام رسوندم ــ نشستم از ابتدا سریال رو نگاه کردم و دوره مجدد چقدر لذت بخش هست؛ درسته که تا موقعی که بخوام سریال رو بفهمم هنوز سه چهار سالی طول می کشه ولی شیرینی سختی کشیدن و کم کم «شرطی شدن ذهن» بی نهایت لذت بخشه؛ من تقریبا می تونم اعتراف و حتی ادعا بکنم که ذهنم شرطی شده، به هیچ وجه میتی کومان و فوتبالیستها و چاق و لاغر! و غیره و غیره رو نمی بینم؛ حتی خونه مادر بزرگه رو هم نمی بینم با اینکه فوق العاده دوسِش داشتم! ... هر روز که میرم باغ اسپیکرمم با خودم میبرم و تمام مدت به فایل های صوتی گوش میکنم ---> فایل های صوتی ویدئوها رو گوش میکنم؛ فایل های صوتی خود درس ها که مال خود سی دی ها هست رو گوش میکنم؛ کتاب های صوتیمو گوش میکنم ---> بیشعوری، بیشعورهای ابدی، توطئه بیشعورها، تئوری انتخاب، جهان های موازی و ... نزدیک چهل تا کتاب صوتی از کتابراه خریداری کردم که هر روز وقتی رو برای گوش دادن به اونها صرف میکنم و همچنین فعالیت های دیگه ای هم انجام میدم که کاملا برای ذهنم  مفیده و در راستای شرطی شدن ذهنم هست. دنبال یه کتاب بنام «اصول سخنرانی و فن بیان به روش TED» می گشتم که به سایت بیشتر از یک نفر رسیدم. البته من قبلا هم این سایت رو دیده بودم و درش عضو شده بودم اما محسن الان با محسن اون موقع خیلی فرق میکنه! و «محسنِ الآن» ذهنش، سختی کشیدن رو «خیلی بیشتر از قبل دوس داره» هر چند قبلا هم سختی کشیدن رو دوس داشت و می دونست که برای پیشرفت باید سختی کشید. پیشرفت یه مقوله ای نیست که به پول ربط داشته باشه؛ پول فقط قسمتی از ماجراست؛ اون چیزی که اون وسط مهمه اینه که از تمام قابلیت هات بتونی استفاده بکنی و بتونی فشار رو تحمل بکنی تا قدم بلندتری برداری و راز نهفته در بدبختی و خوش بختیه مردم در همین جاست؛ تمام خوش بختی ها و بدبختی ها در ذهن اتفاق میوفته؛ عده ای اونو باور میکنن و به پیشرفت میرسن و عده ای هی نِق میزنن و غُر میزنن و هر روز زندگی شون بدتر از روز قبل میشه؛ وظیفه تو هست که این بار رو جابجا کنی؛ وظیفه هیچ کسی نیست که بار تو رو به دوش بکشه؛ این راز مهم اما ساده و پیش پا افتاده در «ذهن» اتفاق میوفته؛ همون طور که برای قوی کردن بدن لازم هست که فشار رو تحمل بکنی و اون هم بصورت هر روزه و نه بصورت «پراکنده»! برای پرورش دادن توانایی های بالقوه ذهن هم باید «هر روز» بهش فشار وارد کرد تا مثل یه عضله اونو قوی و مستحکم اما انعطاف پذیر بکنی؛ می بخشید که طولانی شد؛ دوس داشم این مطالب رو به اشتراک بزارم

کم کم دارم نویسنده درونمو پرورش میدم؛ مهم نیست که چقدر پیشرفت میکنم؛ مهم اینه که من این کارو دوس دارم و من خیلی سر سخت هستم حتی سر سخت تر از دونالد ترامپ. من قبلا روی سه انگشت یک دستم می تونستم شنا برم، مثل گذشته دارم تمرین میکنم که مهارتو بازیابی و اونو پرورش بدم البته وقت کم دارم چون بغیر از کار کردن تو باغ که انرژی فوق العاده ای میگیره باید کارای مهم دیگمو هم انجام بدم؛ ممنون که نوشته های منو میخونید ...

 

Welcome to the neighborhood

خوش اومدین به محله (ما)

I'm Martha Huber ... Mary Alice Young

من مارثا (مارتا) هوبرم ... منم مری آلیس یانگ هستم

I have husband and a son

من شوهر و یه پسر دارم

I'm North

من شمالی هستم (منظور، اصلیتم از اونجاست)

What do you need to know that?

چرا میخوای اونو بدونی؟ (چه لزومی هست اونو بدونی؟ ... ترجمه اولی فکر میکنم برای این پرسش بهتر باشه؛ ذهنم بهتر اونو قبول میکنه)

Small town ...

شهر کوچک

We all have moments desperation

همه ما لحظه های ناامیدی در زندگی داریم (هممون دچار افسردگی و ناامیدی میشیم زیاد خودتو اذیت نکن)

You most be Mike Delfino

تو باید مایک دلفینو باشی

So, do you love me? ... I do

بنابراین، تو منو دوس داری (عاشقمی)؟ ... (آره) دوسِت دارم

 

سپاسگذارم heart

avatar
حسن قاسمی

سلام

دیشب درس ۱ و ۲ رو مرور کردم 

avatar
محسن آستانه